پایتخت جهانی کتاب، چرا شارجه آری، ایران نه؟

[ad_1]

چرا به جای يك شهر ايرانی شارجه پايتخت جهانی كتاب شد؟/ علی‌اصغرسیدآبادی

يونسكو، شارجه را به عنوان پايتخت جهاني كتاب در سال ٢٠١٩ ميلادی معرفی كرد. روشن است كه همه دلمان می‌خواست شهری از ايران چنين عنوانی را كسب می‌کرد، اما چرا اين اتفاق نيافتاد و آن اتفاق افتاد؟

می‌توانيم خودمان را راحت كنيم و همه چيز را به لابی محدود كنيم. من نمی‌دانم آيالابی موثر است يا نه؟ و اگر موثر است به چه ميزان، اما می‌دانم كه ما به رغم برخورداری از سرمايه انسانی و فرهنگی عظيم به چنين مسايلی چقدر كم توجهيم و آنان به رغم نداشتن چنين پشتوانه چقدر در اين زمينه كوشايند.

از دو- سه سال قبل -به رغم موانعی كه بابد درباره آن حرف بزنيم و برايش راه حل پيدا كنيم- برخی شهرهای ايران پرونده خود را برای شركت در اين رقابت ارائه كرده‌اند، اما معمولا اين پرونده‌ها نه در مرحله تدوين و نه درمرحله تصويب و نه حمايت و سرمايه گذاري در سطح شهر و كشور از حمايت لازم برخوردار نيستند.

از آن سو شارجه از چند سال قبل با حمايت خاندان شيخ ابوظبی در زمينه كتاب فعال شده، راه اندازی رويدادهای ملی و بين المللی مانند كنفرانس ترويج کتاب‌خوانی، راه اندازی نمايشگاه بين المللی كتاب، فعاليت در حوزه خريد و فروش رايت و …. از جمله كارهايی است كه انجام داده‌اند.

شايد در قياس با چند شهر از ايران شارجه در عملكرد کتاب‌خوانی محلی از اعراب نداشته‌باشد، اما در نظر داشته‌باشيم كه در پايتخت جهانی كتاب، رقابت بر سر اين نيست كه چه كرده‌ايم، بلكه رقابت بر سر اين است كه درباره کتاب‌خوانی چه كار خواهيم كرد و چه برنامه‌هایی داريم و چقدر سرمايه گذاشته‌ايم. اگر قرار است درباره چرایی انتخاب شارجه و انتخاب نشدن يك شهر ايرانی، تحقيق كنيم، در كنار موانع قانونی و نقش احتمالی لابی بايد به اين چند پرسش هم پاسخ بدهيم.

loading…

loading…

[ad_2]

لینک منبع