ضرب المثل به رگ غیرتش برخورده است

[ad_1]

ضرب المثل به رگ غیرتش برخورده است | آلاچیق دوستی|تفریحی|سرگرمی



ضرب المثل به رگ غیرتش برخورده است

این مثل را موقعی بكار می برند كه مرد تنبل و سست اراده ای عصبانی شود و در نتیجهٔ عصبانیت ، به انجام كاری بپردازد كه قبلاً انجام نمی داده است .

آورده اند كه …

روزی غلامی را به بازرگانی برای فروش عرضه داشتند. از خوبیهای غلام چنین گفتند كه وقتی رگ غیرتش به جنبش درآید ، به تنهایی كار چهل تن را می كند .

بازرگان كه همیشه برای تجارت در سفر بود و با خطر دزدان و راهزنان دریایی مواجه می شد ، به چنین شخصی احتیاج فراوان داشت ، پس او را با قیمت زیاد خرید و همواره به او محبت و نیكی می نمود ، سرانجام زمانی فرا رسید كه این بازرگان همراه با تعدادی بازرگان دیگر ، بار سفر بستند و با اجناس فراوان و پر ارزش ، به طرف هند روانه گردیدند .

fu10132

در طول سفر ، بازرگان از شجاعت و دلاوری غلام خود صحبت كرد و دربارهٔ دلاوری او خیلی مبالغه نمود . كاروان به نزدیك گردنه ای رسیده بود كه ناگهان گروهی راهزن جلوی آن سبز شدند . بازرگان با مشاهده چنین وضعی به غلام گفت : جا نمی غلام ! امروز روز هنرنمایی تو می باشد . غلام گفت : صبر كن هنوز وقتش نرسیده است ، راهزنان شروع به غارت كردند . بازرگان گفت : ای غلام نصف قافله را بردند بدو ببینم چه كار می كنی !

غلام با خونسردی گفت : هنوز وقتش نرسیده است ، بازرگان بیچاره هر چقدر التماس كرد فایده نداشت ، سرانجام با آهنگی آمرانه و عصبانی به غلام دستور داد اما باز هم موثر نبود .

دزدان تمامی مالها و پولها را بردند ، بازرگان و غلام را لخت و عریان كردند . بعد بازرگان از دزدان خواهش كرد او را نزد رئیس خود ببرند تا خدمت بزرگی به آنها بكند ، راهزنان او را همراه خویش بردند ، بازرگان به رئیس دزدان گفت : من سند هزار سكه طلا را به شما می دهم ، به شرط اینكه انتقام مرا از این غلام گردن كلفت ، بگیری رئیس پذیرفت ، دزدان چهل نفر بودند و غلام التماس وزرای كرد .

اما رئیس دزدان اعتنایی نكرد ، دستور داد او را از صورت به زمین بخوابانند و یكی یكی بر پشتش راه بروند اولی و دومی و سومی و سرانجام چهلمین نفر از بدن غلام عبور كردند ، نفر بعدی كه می خواست عبور كند ، رگ غیرت غلام جنبید و تمام دزدان را از پای درآورد . بازرگان فهمید كه راز سخن فروشندگان غلام در اینكه گفته بودند ، اگر رگ غیرتش بجنبد ، یك تنه حریف چهل نفر است چه می باشد .

مطالب مشابه



[ad_2]

لینک منبع

معمای المپیادی: ردیف سکه ها

[ad_1]

معمای المپیادی: ردیف سکه ها | آلاچیق دوستی|تفریحی|سرگرمی



معمای المپیادی: ردیف سکه ها

تعدادی سکه داریم و می خواهیم آنها را با شرایطی خاص در یک ردیف بچینیم.

می خواهیم ۱۰ عدد سکه را طوری در یک ردیف قرار دهیم که هیچ دو سکه مجاوری به رو نباشد. این کار به چند صورت امکان پذیر است؟

الف) ۱۰۰

ب) ۱۲۱

ج) ۱۴۴

د) ۲۴۳

هـ) ۲۵۶

fu10141

پاسخ معمای المپیادی: ردیف سکه ها

گزینه (ج) صحیح است.

فرض کنید an تعداد روشهای چیدن n سکه در یک ردیف باشد که هیچ دو سکه ی مجاوری به رو نباشد.

ادعا می کنیم که

an=an-1+an-2

برای اثبات توجه کنید اگر اولین سکه به پشت باشد، n-1 سکه بعدی به an-1 طریق می تواند چیده شوند.

اما اگر اولین سکه به رو گذاشته شود، سکه مجاور آن باید حتما به پشت باشد و n-2 سکه بعدی به an-2 روش می توانند قرار بگیرند.

حال با توجه به اینکه  a1=2  و  a2=3 به آسانی نتیجه می شود  a10=144

معما همراه با جواب,معما های تصویری

 

مطالب مشابه



[ad_2]

لینک منبع

داستان کوتاه «بی غیرت»

[ad_1]

داستان کوتاه «بی غیرت»

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت:

– ببخشید آقا! من میتونم یکم به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلاً توقع چنین حرفی رو  نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا پرید و میان بازار و جمعیت، یقۀ جوان رو گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

fun2052

– مردیکۀ عوضی، مگه خودت ناموس نداری…؟ خجالت نمیکشی؟؟

اما جوان،خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی بشه و واکنشی نشون بده، همان طور مودبانه و متین ادامه داد..

– خیلی عذر میخوام؛ فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین! دیدم همۀ بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم، که نامردی نکرده باشم…!
حالا هم یقه مو ول کنین! از خیرش گذشتم!!

مرد خشکش زد… همانطور که یقۀ جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد…

 

[ad_2]

لینک منبع